معين الدين محمد زمچى اسفزارى
256
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
يابند يكى را زنده نگذارند تدبير آنست كه تا جان داريم بكوشيم اگر زنده خلاص يابيم غازى باشيم و اگر كشته شويم هم غازى و هم شهيد ] « 1 » . پس شرف الدين امير مجلس « 2 » كه به حكم سلطان جلال الدين حاكم نشابور بود شباروزى باتفاق خلايق « 3 » [ به ترتيب سلاح و اسباب مصاف مشغول مى « 4 » بود ] تا روزى كه تولى خان پسر جنگيزخان از قتل اهل مرو و خرابى آن چنانچه مذكور شد « 5 » فارغ گشت « 6 » با سپاه گران و لشگر بىكران چون ريك بيابان بىپايان « 7 » بنشابور رسيد . « 8 » پس تولى خان بامراء و اعيان سپاه « 9 » و بزرگان و محرمان درگاه گفت كه
--> ( 1 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج و مد مىباشد . ( 2 ) - مج . مد : شرف الدين امير مجلس . مك : شرف الدين مير مجلس . و در تاريخ هرات از سيفى هروى و جهانگشاى جوينى نيز ( امير مجلس ) ( 3 ) - عبارت : ( به ترتيب سلاح و اسباب مصاف مشغول مىبود ) از زيادات نسخه مج و مد مىباشد و در مك ندارد . ( 4 ) - مج : مشغول مىبود . مد : مشغول بود . ( 5 ) - مج : تا روزى كه تولىخان پسر چنگيزخان از قتل اهل مرو و خرابى آن چنان كه مذكور شد فارغ . مك : تا روزى كه تولىخان پسر چنگيز خان از قتل اهل مرو و خرابى فارغ . مد : تا روزى تولىخان پسر چنگيز خان از قتل اهل مرو و خرابى آن چنان كه مذكور شد فارغ . ( 6 ) - عبارت . [ با سپاه گران و لشگر بىكران چون ريگ بيابان بىپايان ] از زيادات نسخههاى مج و مد مىباشد و در مك ندارد . ( 7 ) - مج : چون ريگ بيابان بىپايان نشابور رسيد . مد : چون ريگ بيابان به نشابور رسيدند . مك : فارغ گشت بنشابور رسيد . ( 8 ) - عبارت : ( پس تولىخان ) از زيادات نسخههاى مج و مد مىباشد . ( 9 ) - مج . مد : سپاه و بزرگان و محرمان . مك : سپاه و محرمان .